غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
243
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
بر آن پهلوان رستم توان حمله كرده امير تنكرى بردى بتأييد ايزدى تيغ خصم را بسپر رد فرموده بيك ضرب حسام نظر بهادر را از پشت زين بر روى زمين انداخت و به زخم ديگر مهم او را باتمام رسانيده دوست كام عنان توسن گردون خرام بجانب قلعه معطوف ساخت از وقوع اينحادثه لشگر خسرو شاه دلشكسته شدند و مردم بلخ مستظهر و قوىخاطر گشته ابراهيم حسين ميرزا نسبت بامير تنگرى به روى اصناف الطاف بتقديم رسانيد و بانعام اسپ و زر و خلع قيمتى آن زبدهء شجعان دوران را خوشدل و مسرور گردانيد القصه در وقتى كه خاقان منصور از مرو مراجعت فرموده در حدود سرخس بود خبر طغيان خسرو شاه محاصره بلخ را استماع نمود لا جرم ميرزا محمد معصوم را با امير عمر بيك و دو هزار سوار تيغزن نيزهگذار بر سبيل ايلغار متوجه بلخ گردانيد و موكب نصرت نشان متعاقب ايشان در حركت آمد چون خسرو شاه بر توجه آن پادشاه عاليجاه وقوف يافت اقدام ثبات و قرارش متزلزل گشته به طرف قندز شتافت و محمد معصوم ميرزا كيفيت حال را از چيچكتو عرضه داشت كرد و فرمان واجب الاذعان سمت نفاذ پذيرفت كه امير ناصر - الدين عمر بيك ببلخ رفته كومك ابراهيم حسين ميرزا باشد و محمد معصوم ميرزا بموكب همايون پيوندد و بعد از آن رايات عاليات به ييلاق بادغيس خراميده منزل بابا خاكى معسكر ظفر اثر گشته از يمن مقدم همايون غيرت سپهر بوقلمون گرديد و درين اثنا امير حيدر از نزد امير خسرو شاه بدرگاه عالمپناه رسيد و دست سياست خاقانى بساط زندگانى او را درنورديد مجملى از حال امير حيدر آنكه او پسر امير سيد آقا بود كه سلطان سعيد در سرخس او را قتل نمود و امير سيد آقا خان امير عليشير است و امير حيدر بلطف طبع و حدت ذهن و حسن صورت و وفور شجاعت از ساير اميرزادگان خراسان امتياز تمام داشت لا جرم خاقان منصور در اوايل حال او را منظور نظر تربيت گردانيده در سلك انچكيان آستان خلافت آشيان انتظام داد و در آن اوقات كه امير عليشير بايالت ولايت استراباد سرافراز شد او را همراه برده ميخواست كه منصب حكومت آن مملكت را بوى گذارد اما امير حيدر چنانچه سابقا مسطور گشت در وقتى كه برسالت از جرجان بهراة رفته بود بواسطهء نشاء جنون سخنى غير واقع بعرض حضرت خاقانى رسانيده مؤاخذ و مقيد شد و چون از آن قيد نجات يافت از امر ملازمت استعفا نموده به لباس قلندرى در آمد و جمعى كثير از آن طايفه سر در پى او نهاده امير حيدر در عمارت سرچشمهء ماهيان كه نزديك بعيدگاه هراة واقعست منزل گزيد و يكدو نوبت بازارهاء آن بلدهء فاخره را دوران چند زده زر و اجناس بسيار از كبار و صغار روزگار اخذ نمود و همه را صرف قلندران و مصاحبان خود فرمود آنگاه بقبة الاسلام بلخ رفته ابراهيم حسين ميرزا به نظر اشفاق در وى نگريست و امير حيدر در آستانهء عليه شاهيه متوطن شده جميع مهمات آن بقعه را از پيش خود گرفت در آن اثنا روزى درويش ولى كه در سلك اهل سلوك منتظم بود و ابراهيم حسين ميرزا نسبت به او ارادتى تمام داشت جهة طواف آن روضهء بهشت آثار